تبليغاتX
Online Users -->

شرح دل
شرح دل
به قلم: سعید خجسته نژاد
پس از مرگ بلبل ببينيدچه خوش بوي گل در قفس مي‌زند موج
 

 نفس مي‌زند موج
نفس مي‌زند موج
ساحل نمي‌گيردش دست
پس مي‌زند موج
فغاني به فريادرس مي‌زند موج
من آن رانده‌ی مانده‌ی بي‌شكيبم
كه راهم به فريادرس بسته
دست فغانم شكسته
زمين زير پايم تهي مي‌كند جاي
زمان در كنارم عبث مي‌زند موج
نه در من غزل مي‌زند بال
نه در دل هوس مي‌زند موج
رهاكن رهاكن
كه اين شعله‌ی خرد چندان نپايد
يكي برق سوزنده بايد
كزين تنگنا ره گشايد
كران تا كران خار و خس مي‌زند موج
گر اين نغمه اين دانه‌ی اشك
درين خاك روييد و باليد و بشكفت
پس از مرگ بلبل ببينيد
چه خوش بوي گل در قفس مي‌زند موج        بشـــنويد

موزیک        رادیو


لينك | نوشته شده در ساعت توسط سعید خجسته نزاد|

 

روي ميز انديشه

هنر باستان‌شناختی‏‎ْ؛ زیبایی‌ِ درون پس‌مانده‌ها

مارک دیون هنرمندی کاوشگر و باریک‌بین است. کاوشگری که از درونِ پس‌مانده‌ها‏ٍِ، خرده‌ریزه‌ها، زباله‌ها و مواد بی‌مصرف زیبایی خارق‌العاده‌ای می‌آفریند. آثار دیون از چیدمان‌هایی با نمای علمی و پروژه‌های تاریخی-طبیعی ساخته شده که موشکافی شیطنت‌آمیزی را در بر دارند. چیدمان‌های دیون که به گونه‌ای استادانه خلق شده‌اند‎ تنها در مورد دیگری خارجی و بیگانه نیستند‏ بلکه گاهی اوقات بدل به نمایشی سرگرم‌کننده می‌شوند که بیش از هرچیز خودمان را در آن‌ها می‌یابیم.


ادامه مطلب

لينك | نوشته شده در ساعت توسط سعید خجسته نزاد|
شهر قشنگ

مهربان ، قالب تهي كن!

كز عروس شهر هم

خونابه مي ريزد...

گاهِ بي گاهي است ، اين عمر چموشي هاي شيطاني!

سنگ را

بر پيكر دنيا

قراری نيست... 

مهربانا!

پاك كن چشم از نواي دل!

دوستي پژمرد از تاريكي چشمان بي منزل...

كين زمستان را ستيزي نيست!

عشق را ،

راهِ گريزي نيست...

دانلود فایل با حجم ۴۹۳ کیلو بایت از (اینجا)


لينك | نوشته شده در ساعت توسط سعید خجسته نزاد|
الگو سازی در روابط عمومی....سعید خجسته نزاد

با گذشت‌ نيم‌ قرن‌ از پايه‌گذاري‌ علمي‌ روابط‌ عمومي‌ در ايران ماهيت‌ اين

حرفه‌ دچار دگرگوني‌هاي‌ اساسي‌ شده‌ است‌. در اين‌ دوره‌، جهت‌گيري‌ اصلي‌ ماموريت‌ روابط‌ عمومي‌ در ايران‌ از تشريفات‌ به‌ تبليغات‌ و سپس‌ به‌ مرحله‌ ارتباطات‌ تغيير كرده‌ است‌. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ پيشگامان‌ روابط‌ عمومي در عرصه‌هاي‌ جهاني‌ ‌نيز، كاركرد اين‌ حرفه‌ را در ايفاي‌ فعاليت‌هاي‌ تخصصي‌ ارتباطي‌ مي‌دانند.

اين‌ سير تحول‌، در طول‌ زمان‌ بي‌ تاثير از عملكرد، نقش‌ و جايگاه‌ سازمان‌ روابط‌ عمومي‌ نبوده‌ است‌ و به‌ جز موارد محدود، تلقي‌ اغلب‌ مديران‌ سازمان‌ها و دستگاه‌ها نسبت‌ به‌ روابط‌ عمومي‌، به‌ جاي‌ مشاوره‌ و اجراي‌ برخي‌ از اعمال‌ مديريت‌، بيشتر در زمينه‌ فرمانبري‌ از مديريت‌ ارشد سازمان‌، نمود پيدا مي‌كند. استمرار چنين‌ ديدگاهي‌ به‌ مرور زمان‌، سبب‌ افزايش‌ محدوديت‌ها و كاهش‌ ثمربخشي‌ روابط‌ عمومي‌ها شده است كه‌ در نهايت امروز به‌ جاي‌ دفاتر روابط‌ عمومي‌ پويا، فعال‌ و خلاق‌ با نوعي‌ روابط‌ عمومي‌ كم‌ تحرك‌ و غير حرفه‌اي‌ مواجه‌ايم‌. اين‌ پيامد به‌ اين‌ دليل‌ فراروي‌ ما قرار گرفته‌ است‌  که نتوانسته‌ايم‌ فعاليت‌هاي‌ حرفه‌اي‌ خود را با كيفيت‌ مطلوب‌، در زمان‌ مناسب‌ و با رعايت‌ صرفه‌ و صلاح‌ سازمان‌ ارايه‌ دهيم‌ و به‌ موازات‌ آن‌، در عرصه‌هاي‌ ملي‌ و بين‌المللي‌، نيز نقش‌ مطلوبي‌ را براي‌ روابط‌ عمومي‌ قايل‌ نبوده‌ايم‌. در صورتي‌ كه‌ كار اصلي‌ روابط‌ عمومي‌، اطلاع‌رساني‌، جلب‌ مشاركت‌ و شفاف‌ کردن تصوير سازمان‌ در اذهان‌ صاحب‌ منافع‌ آن‌ است‌ و براي‌ اين‌ كار، روابط‌ عمومي‌ بايد ارتباطات‌ درون‌ و برون‌ سازماني‌ سازمان‌ها، موسسات‌ و بنگاه‌هاي‌ اقتصادي‌ را تنظيم‌ كند. چنين‌ كاري‌ مستلزم‌ اشراف‌ و آگاهي‌ روابط‌ عمومي‌ نسبت به‌ مجموع‌ ماموريت‌ها، اهداف‌، استراتژي‌ها و خط‌ مشي‌ها، پروژه‌ها و طرح‌هاي‌ استراتژيك‌ و نيازمندي‌هاي‌ طبقاتي‌ مختلف‌ صاحبان‌ سرمايه‌ و جامعه‌ است؛ تا با ياري‌ گرفتن‌ از فنون‌ و روش‌هاي‌ كارآمد به‌ انجام‌ مسووليت‌ خود بپردازد.

عرصه‌هاي‌ كار در روابط‌ عمومي‌

 در عرصه‌هاي‌ كار روابط‌ عمومي‌، فعاليت‌هاي‌ وابسته‌ شامل‌ تمام‌ موسسات‌ و شركت‌هايي‌ مي‌شود كه‌ كالاها و خدمات‌ روابط‌ عمومي‌ عرضه‌ مي‌كنند. اين‌ موسسات‌ مجموعه‌ گسترده‌اي‌ هستند كه‌ در فعاليت‌هاي‌ متنوعي‌ از قبيل‌ پيام‌رساني‌، طراحي‌ و گرافيك‌، تبليغات‌، چاپ‌ و نشر، توليد محصولات‌ سمعي‌ و بصري‌ و مانند آن‌ها اشتغال‌ دارند. افزون‌ بر اين‌، سازمان‌هاي‌ پشتيباني‌ دهنده‌ در حرفه‌ روابط‌ عمومي‌ مانند مراكز پژوهشي‌ و آموزشي‌، سازندگان‌ ابزار و تجهيزات‌ و مواد و لوازم‌ مصرفي‌ ارتباطي‌، عوامل‌ توزيع‌ و پخش‌، اقلام‌ ارتباطي‌ و هدايا نيز در اين‌ عرصه‌ فعال‌ هستند.

 اكثر اين‌ سازمان‌ها بدون‌ اين‌ كه‌ خود را وابسته‌ به‌ اين‌ حرفه‌ بدانند، در درجه‌ اول‌ به‌ محصول‌ خود نظر دارند و در بهترين‌ حالت‌، به‌ روابط‌ عمومي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ منبع‌ درآمد توجه‌ مي‌كنند و در عين‌ حال‌ خود را جزيي‌ از اين‌ عرصه‌ مهم‌ تلقي‌ نمي‌كنند.

 از طرفي‌ شرط‌ موفقيت‌ در اين‌ حرفه‌، دستيابي‌ به‌ جايگاه‌ واقعي‌ روابط‌ عمومي‌ است‌ كه‌ از طريق‌ انجام‌ فعاليت‌هايي‌ نظير نوآوري‌، كارآفريني‌، استانداردسازي‌، مشاوره‌، پژوهش‌، توزيع‌ محصولات‌ روابط‌ عمومي‌ و مانند آنها، در اين‌ عرصه‌ تحقق‌ مي‌يابد و براي‌ ايجاد چنين‌ زمينه‌اي‌ اعمال‌ سياست‌هاي‌ حمايتي‌ و تقويت‌ توان‌ كارشناسي‌ اين‌ حوزه‌ قطعا موثر خواهد بود.( نمودار شماره ۱)

 

نمودار شماره (۱)_ عرصه های کار در روابط عمومی----------مقاله را در ادامه مطلب دنبال کنید

  گالری عکس  :      کنفرانس اول - عمومی       اهداء جوايز    نمايشگاه

خبر نامه پنجمين کنفرانس بین المللی روابط عمومی ایران-شماره 4

فايل سخنراني اساتيد نشست گفتمان سازي در رسانه ها

گفتمان.jpg
فايل دكتر يونس شكرخواه
فایل دکتر وردی نژاد
فایل حمید ضیایی پرور
فایل دکتر حسن بشیر
فایل دکتر محسنیان راد

 


ادامه مطلب

لينك | نوشته شده در ساعت توسط سعید خجسته نزاد|
جامعه اطلاعاتي روزنامه‌نگاري

چطورهاي ديجيتال روزنامه‌نگاري آنلاين

زندگينامه پروفسور كاظم معتمدنژاد

       مقالات ارائه شده در سومین همایش روابط عمومی الکترونیک


ادامه مطلب

لينك | نوشته شده در ساعت توسط سعید خجسته نزاد|

یکی از خصوصیات افرادی که در مقوله روابط عمومی صاحب بخشی از قدمت ، اندیشه و یا

 فعالیتها هستند تکنیکهای جذب و جلب مشتری است .البته مشتری نه در

 مفهوم عمومی بلکه در مفهوم افرادی که باید به نوعی جذب تفکرات ما و یا

 بنگاه اقتصادی و یا سازمان ما گردند .

این خصوصیت قطعا یکی از بارز ترین خصوصیاتی است که باید امیدوار باشیم

 تا از روشهای صحیح و صادقانه آن بهره بجوئیم تا همواره صداقت گفتار ،

ما را در درست مطرح کردن سازمانمان یاری نماید.

ساخت بلوگفا:در اینجا دوستانی که قصد ساخت یک وبلاگ شخصی را دارند یک کلیپ اموزشی تهیه شده که برای دیدن ان روی[ فيلم آموزشي ] کلیک کنید.
                      ساخت پاورپوینت۱: جهت مشاهده فیلم آموزشی روی لینک زیر کلیک نمایید .
[ فیلم آموزشی ]
ساخت پاورپوینت۲ ..............جهت مشاهده فیلم آموزشی روی لینک زیر کلیک نمایید .
[ فیلم آموزشی ]
ساخت پاوذپوینت۳:....................جهت مشاهده فیلم آموزشی روی لینک زیر کلیک نمایید .
[ فیلم آموزشی ]
ساخت پاورپوینت۴:..................جهت مشاهده فیلم آموزشی روی لینک زیر کلیک نمایید .
[ فیلم آموزشی ]

لينك | نوشته شده در ساعت توسط سعید خجسته نزاد|
داستان کوتاه

 

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.
یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.  
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد.. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند. 
داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. 
راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟ 
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! 
راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.». 
قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود


ادامه مطلب

لينك | نوشته شده در ساعت توسط سعید خجسته نزاد|
حکایت

پيرمرد روي نيمكت نشسته بود و كلاهش را روي سرش كشيده بود و استراحت مي‌كرد. سواري نزديك شد و از او پرسيد:
هي پيري! مردم اين شهر چه جور آدمهاييند؟
پيرمرد پرسيد: مردم شهر تو چه جوريند؟
گفت: مزخرف!
پيرمرد گفت: اينجا هم همينطور!
بعد از چند ساعت سوار ديگري نزديك شد و همين سؤال را پرسيد.
پيرمرد باز هم از او پرسيد: مردم شهر تو چه جوريند؟
گفت: خب! مهربونند.
پيرمرد گفت: اينجا هم همينطور! بشـــنويد


لينك | نوشته شده در ساعت توسط سعید خجسته نزاد|
کتاب تازه: روزنامه‌نگاری در نشريات دانشجويی

كتاب "روزنامه‌نگاري در نشريات دانشجويي" تاليف اميرهوشنگ قلندري توسط مولف و به سفارش اداره كل شريات دانشجويي چاپ و منتشر شده است.
امروزه با گسترش رسانه‌هاي محلي، تلويزيون، اينترنت و شبكه‌هاي ماهواره‌اي قدرت انتخاب مخاطبين رسانه‌ها نسبت به گذشته بسيار بيشتر شده است و اين پديده منجر به كاهش فراگيري هر رسانه به طور خاص و افزايش فراگيري رسانه‌ها به طور عام گرديده است. پديده‌اي كه در علم ارتباطات از آن به انبوه‌زدايي از رسانه‌ها ياد مي‌كنند، چرا كه در گذشته بسياري از رسانه‌ها مي‌توانستند پيام خود را به مخاطبان وسيعي برسانند، ولي امروزه با گسترش و تنوع رسانه‌ها اين فراگيري به شدت كاهش يافته است. با اين حال نشريات دانشجويي با توجه به اين كه پديده‌اي بالنسبه نوين در دانشگاه‌ها به شمار مي‌آيند، يا حداقل مي‌توان گفت كه در سال‌هاي اخير گسترش فراگير آن امر نويني است كاركرد و مخاطبان خاص و اصلي آن تا حد زيادي با نشريات حرفه‌اي متفاوت است، هنوز جايگاه خود را از دست نداده و به طور يقين تا چند سال ديگر هم اين جايگاه را حداقل در محدوده دانشگاهي حفظ خواهد كرد. البته شكي نيست كه يكي از عوامل مهم حفظ اين جايگاه حركت نشريات دانشجويي به سمت رويكرد حرفه‌اي است و يكي از شرايط مهم حركت در اين مسير فراگيري آموزش هاي ضروري و كاربردي ژورناليستي و روزنامه‌نگاري است.
با توجه به گسترش و تنوع اين رسانه در دانشگاه‌ها، نشريات دانشجويي براي جذب مخاطب بايستي با يك جهش و حركت رو به جلو و كاهش فاصله خود با ساير رسانه‌هاي حرفه‌اي قدرت‌مند، گام مهمي در جهت جذب و گسترش مخاطب برداشته و به صورت مستقيم يا غيرمستقيم به اهداف متنوع خود كه همانا اطلاع‌رساني، آموزش، تحليل، نقد، ارزيابي و نيز سرگرمي و... است، برسند. عناصري كه بسياري از نشريات دانشجويي در رسيدن به آن توفيق چنداني كسب نكرده‌اند.
اين‌كه نشريات دانشجويي تا چه حد از قالب‌هاي حرفه‌اي، اصول روزنامه‌نگاري و محتواي متناسب و مخاطب‌پسند براي ارسال پيام‌هاي خود استفاده مي‌كنند، بسيار مهم است و رعايت يا عدم رعايت اين قالب‌ها و شاخص‌هاي حرفه‌اي اثري مهم در روند انتقال پيام به مخاطب دارند. چه بسا يك محتوا و پيام خوب كه به خاطر انتقال نامناسب و غيرحرفه‌اي اثري معكوس گذاشته باشد و برعكس يك محتواي نامناسب كه به جهت استفاده از اصول و قالب‌هاي حرفه‌اي بسيار تاثيرگذار باشد.
البته در اين ميان معدود نشرياتي هم بوده‌اند كه هم از لحاظ محتوا و هم از لحاظ فرم و هم از جهت جذب مخاطب و حركت به سمت اصول و قالب‌هاي حرفه‌اي به موفقيت‌هاي خوبي دست يافته‌اند، ولي اين امر متاسفانه تك جرقه‌هايي بوده كه هيچ‌گاه فراگير نشده و يا حداقل مي‌توان گفت كمتر فراگير شده است.
شايد يكي از دلايل عدم جذب مخاطب در بسياري از نشريات دانشجويي سترش اين نشريات بدون نيازسنجي از مخاطبان و نيز كيفيت نامناسب اين نشريات در ابعاد گوناگون شكلي و محتوايي باشد،

                                                              :flw1:


لينك | نوشته شده در ساعت توسط سعید خجسته نزاد|
بهاران

دکلمه اشعار در ادامه مطلب


ادامه مطلب

لينك | نوشته شده در ساعت توسط سعید خجسته نزاد|
-

چون تو در قاب زمان می نگری

پنجره خالی نیست نفسی هست

 صبایی که تو را می خواند

و در این عمق نفوذ ابدی

لحظه ها مثل دقایق همه جا بیدارند

تا نشان ابدیت همه جا جار زنند

و تو خود می دانی

که در این وادی بی راه کجا خواهی رفت

کی نشاط و غم دل را به صبا خواهی گفت

که به آرامش عالم همه جا جار زند

 تا تو رسوا نشوی

عاقبت سوی دل هوشیارت

مرگ را با همه بودن خود می خواهی

و تو خود می دانی

که دقایق همه جا بیدارندبشنويد

دیروزدر پیچ و خم های تاریک خاک راهم درمانده , گریستم

 دیروز برای هم دردی مهتاب, برای بی مهری آفتاب,

 دیروز برای تنهایی پرنده گریستم

دیروز در باریکی خاک راهم ,در تاریکی آسمانم ,

 پرنده را تنها یافتم

خواستم از تاریکی بگریزم اما من نور به همراه داشتم و نور را , بر تاریکی برتر یافتم

خواستم بنشینم تا به پایان, اما آوازی را که می خواندم چه کنم؟

دیروز برای آواز پرندگان گریستم  

دیروز به ناگاه اشک هایم از زندان رها شدند

 دیروز برای زندان چشمانم گریستم

دیروز دوباره پرسیدم :من در بهشت زمین چه می کنم ؟اما پاسخی برایش نیافتم

     دیروز دوباره بهار را جستم اما آن را جز درون قلبم نیافتم

دیروز برای دلتنگی بهار گریستم

دیروز برای دشت شقایقی که پرنده راهی برای آن نداشت گریستم

 دیروز برای پرنده گریستم   بشـــنويد

داستان زیبای تصویری در ادامه


ادامه مطلب

لينك | نوشته شده در ساعت توسط سعید خجسته نزاد|
خاطره

مي‌دونم! شايد اين سؤال يک کم کليشه‌اي باشه ولي از همهء شما عزيزان که اينطرفها سر ميزنين، خواهش ميکنم اگه حتي شده در يک جمله نظرتون رو راجع به عکس کنار صفحه بنويسين. بيشتر ميخوام بدونم با ديدن اين عکس چه حسي پيدا ميکنين؟! ميخوام بدونم اين عکس براي هرکسي چه خاطراتي رو زنده ميکنه و …؟ و تا چه حد اين خاطرات ميتونن مشترک باشن؟ و … . ممنون!


در آن پر شور لحظه
دل من با چه اصراري ترا خواست
و من ميدانم چرا خواست!
و مي دانم که پوچ هستي و اين لحظه هاي پژمرنده
که نامش عمر و دنياست
اگر باشي تو با من، خوب و جاويدان و زيباست.

موسيقي
بعد از 113 دقيقه با شجريان حالا 223 دقيقه با بنان. بازهم منبع فايلها: صفحه موسيقي irib. (يک توضيح: اين صفحه موسيقي irib خيلي نفتيه يک روز کار ميکنه يک روز کار نميکنه اگر الان که اومدين کار نميکنه يک بار ديگه سربزنين و برای شیرینی کامتان فیلم مربای شیرین را ببینید.

----------------------------------------------------------------------------------------

دیداری با خواننده یار دبستانی

 کسی نیست که دست کم یک بار ترانه مشهور "یار دبستانی" را نشنیده باشد. این ترانه یا به قولی سرود انقلابی، محصول مشترک منصور تهرانی به عنوان ترانه سرا و جمشید جم به عنوان خواننده است. در سال 1357 تولید و پخش گردید و چون کلامش بیشتر مخاطبان درس خوانده را در بر می گرفت؛ کم کم به ترانه محبوب دانش آموزان و دانشجویان تبدیل شد. در سال های پس از تثبیت انقلاب نیز هر بار که جریان دانشجویی می خواست به روند برنامه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی حکومت اعتراض کند، این سرود چاشنی غالب میتینگ ها می شد. در جریان انتخابات دوم خرداد 1376، عملاً ترانه رسمی جریان دانشجویی بود و پس از آن هم تقریباً در هر اعتراض دانشجویی، یا از نوار پخش می شد و یا توسط خود دانشجویان بازخوانی می گردید. اینک نیز در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری، باز هم ملودی آن ترانه پر خاطره مورد استفاده برخی نامزدها قرار گرفته است. با این توضیح، شنیدن آن تقریباً برای هیچ کس تازگی ندارد ولی شاید خیلی ها، چهره خواننده آن، یعنی جناب جمشید جم را ندیده باشند. به این بهانه یک کلیپ تصویری از بازخوانی ترانه یار دبستانی با اجرای خود خواننده در وبلاگ بارگذای کردم تا علاقه مندان موسیقی پاپ انقلابی این بار صدای جمشید جم را به همراه سیمایش به نظاره بنشینند. فایل 2.4 مگابایت است و با هر سرعت اینترنتی می توان آن را دانلود کرد. امیدوارم خوش تان بیاید.

 جمشید جم

اجرای ترانه یار دبستانی با خوانندگی جمشید جم را ببینید 

-----------------------------------------------------------------------------------

 


لينك | نوشته شده در ساعت توسط سعید خجسته نزاد|
یاد امام

دوستان عزیز نسل سومی ها بیستمین سالگرد بزرگمرد تاریخ ایران امام خمینی رو خدمتت همه تون که فقط تونستید تصویر امام رو از قاب تلوزیون ببینید و صداشونو بشنوید تسلیت میگم.......

امام در بیمارستان بقیه الله

     حال ما در هجر رهبر کمتر از یعقوب نیست                            او پسر گم کرده بود و ما پدر گم کرده ایم.! 

                              اکنون  به صدای یکی از نسل اولی ها شهيد ابراهيم همّت    گوش کنید. 

                                      ------------------------------------------

                                         نیایش با مولا (عج) از زبان کودکانه                لینک دانلود

                                    -----------------------------------------------------


ادامه مطلب

لينك | نوشته شده در ساعت توسط سعید خجسته نزاد|

چقدر از زرنگی‌هاي‌مان حديثِ گـِل‌خوارگی‌ است؟!

 بشنويد

تمثيل از حکايت آن گِل‌خواره که در گل‌خوردن می‌افزود و از شکر به وزن می‌کاست.

پیش عطاری یکی گل‌خوار رفت
تا خرد ابلوج قند خاص زفت
پس بر عطار طرار دودل
موضع سنگ ترازو بود گل
گفت گل سنگ ترازوی منست
گر ترا میل شکر بخریدنست 
گفت هستم در مهمی قندجو
سنگ میزان هر چه خواهی باش گو 
گر نداری سنگ و سنگت از گلست
این به و به گل مرا میوه‌ی دلست 
اندر آن کفه‌ی ترازو ز اعتداد
او به جای سنگ آن گل را نهاد 
پس برای کفه‌ی دیگر به دست
هم به قدر آن شکر را می‌شکست 
چون نبودش تیشه‌ای او دیر ماند
مشتری را منتظر آنجا نشاند 
رویش آن سو بود گل‌خور ناشکفت
گل ازو پوشیده دزدیدن گرفت 
ترس ترسان که نباید ناگهان
چشم او بر من فتد از امتحان 
دید عطار آن و خود مشغول کرد
که فزون‌تر دزد هین ای روی‌زرد 
گر بدزدی وز گل من می‌بری
رو که هم از پهلوی خود می‌خوری 
تو همی ترسی ز من لیک از خری
من همی‌ترسم که تو کمتر خوری
چون ببینی مر شکر را ز آزمود
پس بدانی احمق و غافل کی بود
 
عاقبت تو رفت خواهی ناتمام
کارهاات ابتر و نان تو خام
در تمامی کارها چندین مکوش
جز به کاری که بود در دین مکوش

پیش از آنک اشکسته گردد کاروان
آن زمان چوبک بزن ای پاسبان

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد


ادامه مطلب

لينك | نوشته شده در ساعت توسط سعید خجسته نزاد|