کتاب تازه: روزنامهنگاری در نشريات دانشجويی
كتاب "روزنامهنگاري در نشريات دانشجويي" تاليف اميرهوشنگ قلندري توسط مولف و به سفارش اداره كل شريات دانشجويي چاپ و منتشر شده است.
امروزه با گسترش رسانههاي محلي، تلويزيون، اينترنت و شبكههاي ماهوارهاي قدرت انتخاب مخاطبين رسانهها نسبت به گذشته بسيار بيشتر شده است و اين پديده منجر به كاهش فراگيري هر رسانه به طور خاص و افزايش فراگيري رسانهها به طور عام گرديده است. پديدهاي كه در علم ارتباطات از آن به انبوهزدايي از رسانهها ياد ميكنند، چرا كه در گذشته بسياري از رسانهها ميتوانستند پيام خود را به مخاطبان وسيعي برسانند، ولي امروزه با گسترش و تنوع رسانهها اين فراگيري به شدت كاهش يافته است. با اين حال نشريات دانشجويي با توجه به اين كه پديدهاي بالنسبه نوين در دانشگاهها به شمار ميآيند، يا حداقل ميتوان گفت كه در سالهاي اخير گسترش فراگير آن امر نويني است كاركرد و مخاطبان خاص و اصلي آن تا حد زيادي با نشريات حرفهاي متفاوت است، هنوز جايگاه خود را از دست نداده و به طور يقين تا چند سال ديگر هم اين جايگاه را حداقل در محدوده دانشگاهي حفظ خواهد كرد. البته شكي نيست كه يكي از عوامل مهم حفظ اين جايگاه حركت نشريات دانشجويي به سمت رويكرد حرفهاي است و يكي از شرايط مهم حركت در اين مسير فراگيري آموزش هاي ضروري و كاربردي ژورناليستي و روزنامهنگاري است.
با توجه به گسترش و تنوع اين رسانه در دانشگاهها، نشريات دانشجويي براي جذب مخاطب بايستي با يك جهش و حركت رو به جلو و كاهش فاصله خود با ساير رسانههاي حرفهاي قدرتمند، گام مهمي در جهت جذب و گسترش مخاطب برداشته و به صورت مستقيم يا غيرمستقيم به اهداف متنوع خود كه همانا اطلاعرساني، آموزش، تحليل، نقد، ارزيابي و نيز سرگرمي و... است، برسند. عناصري كه بسياري از نشريات دانشجويي در رسيدن به آن توفيق چنداني كسب نكردهاند.
اينكه نشريات دانشجويي تا چه حد از قالبهاي حرفهاي، اصول روزنامهنگاري و محتواي متناسب و مخاطبپسند براي ارسال پيامهاي خود استفاده ميكنند، بسيار مهم است و رعايت يا عدم رعايت اين قالبها و شاخصهاي حرفهاي اثري مهم در روند انتقال پيام به مخاطب دارند. چه بسا يك محتوا و پيام خوب كه به خاطر انتقال نامناسب و غيرحرفهاي اثري معكوس گذاشته باشد و برعكس يك محتواي نامناسب كه به جهت استفاده از اصول و قالبهاي حرفهاي بسيار تاثيرگذار باشد.
البته در اين ميان معدود نشرياتي هم بودهاند كه هم از لحاظ محتوا و هم از لحاظ فرم و هم از جهت جذب مخاطب و حركت به سمت اصول و قالبهاي حرفهاي به موفقيتهاي خوبي دست يافتهاند، ولي اين امر متاسفانه تك جرقههايي بوده كه هيچگاه فراگير نشده و يا حداقل ميتوان گفت كمتر فراگير شده است.
شايد يكي از دلايل عدم جذب مخاطب در بسياري از نشريات دانشجويي سترش اين نشريات بدون نيازسنجي از مخاطبان و نيز كيفيت نامناسب اين نشريات در ابعاد گوناگون شكلي و محتوايي باشد،
